خرید بک لینک

درباره سایت

من

امکانات وب

اولین هفته کاری بعد از مرخصی تولد گندم، خوب بود. کلاسا شروع شده. سعی می کنم از فرصت های پیش آمده، هرچند کوتاه برای خواب استفاده کنم. البته شبا می رم اتاق گندم تخت می گیرم می خوابم. بیچاره فرشته. تا صبح بیدار می مونه، ساعت هشت هم بچه رو تحویل می ده به فریبا. انصافا هم من بخوام کمک کنم داغون می شم.

با فرشته گندم رو حموم بردیم. خیلی باحال بود. آب گرم رو دوست داره.

خیلی از خدا کمک می خوام. گوشه ای بسیار کوچک از محبت خودش رو تو دل من و فرشته انداخته تا از گندم مراقبت کنیم، در حالی که دوستش داریم. واسه همین بهش می گم، خدا خودت حفظمون کن یا حفیظ. که واقعا هم اینجوری بوده. از خدا خواستم گندم بیشتر از ما عمر کنه، فرشته هم بیشتر از من عمر کنه.

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 8:59

صفحه بندی