خرید بک لینک

درباره سایت

من

امکانات وب

واسه گندم دندونی گرفتیم. قرار بود مثلا ساده باشه. ساده ساده کشید به چهارتا غذا و یه عالمه ژله. همسری متاسفانه معنای سادگیش کاملا با من متفاوته. اعصابم خورد بود هم از این هم از فریبا. همه چیمون رو مختل کرده. اونطرف گندم نگهبانمونه اینطرف این. تا سه صبحم بیداره. همشم داره با گوشیش ور میره. بدجور تو مخ. فردای دندونی، فرشته ساندویچ سالاد الویه درست کرد رفتیم بازار اسلامی، خوب بود. دیشبم که تولد محمد امین بود، خو گذشت. مث همیشه کباب رو سپردن به من. آقا گوشت و نسپرین به گربه. هم صاف شدم، هم حال داد.

واسه محمد امین یه هلیکوپتر کنترلی خریدیم. خیلی هم عالی. ماشینم که فعلا ندادن، هرچی خیره. زنگ زدم شکایت کردم. هر کی به هر کیه.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:45 توسط ام جی. |

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 6:50

صفحه بندی