خرید بک لینک

درباره سایت

من

امکانات وب

روزهای تنهایی بدون گندم و خانمی. انشالله با مرخصیم موافقت شه برم. دیگه طاقت ندارم. از چهارشنبه تا صبح شنبه خونه بودم، حوصله هیچ کاریو نداشتم. حالت های عصبی و اضطراب حس و حال غالبم بود. دو شب مهدی شام اومد، علی هم گفتیم اومد بازی کردیم. قلع و قمعشون کردم.

بعد از قبول شدن تو مرحله اول دکتری حسادتها اوج گرفته. علیرضا علنا بهم گفت اگه قبول شی خودم رو از بالکن پرت میکنم پایین. تحمل قبول شدنت رو ندارم.

به خدا پناه بردم.

یه بار پیامبر حضرت علی رو غمگین میبینه. دلیلش رو میپرسه، حضرت میگه خلی بهم حسادت میشه. پیامبر میگه نگران نباش علی، که خدا کسی که مورد حسادت واقع شده رو علی رغم میل حسود بالا میبره.

توکلم به خداست. سوره ناس و فلق رو هم ترک نمیکنم.

اوضاع خونه خیلی بده. انشالله دوشنبه باید به تمیزی و نظافت بپردازم.

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:49 توسط ام جی. |

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 14:12

صفحه بندی