
کلاسا دو هفته تعطیل شد. هیچ کیم نبود آویزون شیم بریم کپورچال. خیلی دوس داشتم برم. دوست داشتم فرشته هم بره سر مزار مامانش. این شد که پولای گندم رو برداشتیم و با آژانس اومدیم. و چه خوب شد که اومدیم.خونه میموندیم احتمال افسردگی فرشته بالا بود. تا اینجای سفر که خوب بوده خداروشکر. مخصوصا از نظر غذا. اردک ماهی، مرغابی. د بترکسم....
ادامه مطلب
شناسنامه گندم خانوم رو گرفتم. دخترم شب بیداری داره. بعد روزا همش میخوابه. فرشته بیچاره مرد. زاک هانو دد. خداروشکر فریبا هست. کمک خوبیه. یه حدیث از پیامبر دیدم "بهترین فرزندان شما دخترانتان هستند". واقعا دلگرم کننده است. ...
ادامه مطلب